حال همه ما خوب است اما تو باور نکن....

به یادش


آوخ! هنوز زخمیم و رنج می برم
دنیا هر آنچه داشت بلا ریخت بر سرم
مردم چه می کنند که لبخند می زنند
غم را نمی شود که به رویم نیاورم
قانون روزگار چگونه ست کین چنین
درگیر جنگ تن به تنی نا برابرم
آنقدر شبیه شیشه شدم که مدتی ست
از فکر دیدن تو ترک می خورد سرم
وامانده ام که تا به کجا می توان گریخت
از این همیشه ها که ندارند باورم
حال مرا نپرس که هنجار ها مرا
مجبور می کنند بگویم که "بهترم"



برای تو:
نه ری‌را جان
نامه‌ام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت می‌نویسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!

/ 3 نظر / 20 بازدید
منشور هنر

سلام. دنیا هر انچه کرد به پای تو می زنم / هرچی که هست در کنارت عسل شود.!! بروزم با: «...شيوانا در جمع شاگردان سوالى مطرح کرد و از آنها خواست تا...»[گل]