به نام پدر...

ابراز احساسات کردن به مادرها (اسم خودمونیش میشه لوس بازی درآوردن) واسه ما پسر جماعت خیلی راحته؛ اما وقتی قراره با پدر محترم حرف بزنیم (خصوصا اگر بخواییم ابراز احساسات کنیم)، انگاری که جلسه 5+1 تشکیل شده باشه، همه چیز سنگین و رنگین و رسمی پیش میره، یک احترم مردونه متقابل! حالا هر چقدر هم که رابطه پدر و پسری خوب باشه و حتی اگر پدر و پسر فوق الذکر -چنان من و ابوی گرامی- شوخ و شنگ و صمیمی باشند، باز هم از رسمیت و پرستیژ چنین لحضاتی کم نمی کنه، اما چون میدونم پدرم هیچ وقت وبلاگم رو نمیخونه (و خدا رو شکر کلاً در عمر شریفشون پاشون به اینجور محافل باز نشدهلبخند)، میخوام اینجا دو کلوم مردونه ابراز احساسات کنم باهاش:

*بیت: "گــاه من بودم دلیـلِ زخمِ تـــو          لیک میرنجم هنوز از اخم تـــو"

جوونیم پدر، اشتباه می کنیم، شما ببخش...

**یه موقع هایی دوس دارم مثل قدیما وقتی که از سر شهرک با موتورت میومدی (یادش بخیر موتور یاماها 100، مرکب نجیب و وفاداری بود خیال باطل) از دور که میدیدمت، دست و پا نشسته، بدوم سمت خونه و از ترس اخم و ناراحتیت (والبته عصبانیتت!) شیرجه برم رو دفتر مشق و کتاب، عاشق این حس احترام همراه با ترسم (هر کسی این حس رو نداره نسبت به پدرش، یه سر بره دکتر! جدی میگم والا...)

***یه روزایی که خیلی احساس تنهایی و ناراحتی می کنم عجیب دوس دارم حسابی بغلت بگیرم و گریه کنم (اگر این احساس مردونه ی لعنتی بذاره -که نمیزاره-) یه جورایی دلم یه حضور و وجود مردونه میخواد که سبک بشه، که خیالم تخت و راحت بشه و من کسی رو مردتر از تو ندارم و نمیشناسم....

****میدونم و میدونی (اصلا همه میدونن)؛ که ما پسرها هر چقدر هم که بزرگ بشیم، مرد بشیم و حتی خودمون پدر بشیم، باز نیاز به کسی داریم که راه رو نشونمون بده؛که تنبیه و تشویقمون کنه و... ، که خلاصه نیاز به پدر داشتن هیچ وقت تموم نمیشه، بودنت دلگرمیه و آرامشه...

   " در نهایت اینکه سایه ات کم نشه پدر (همون دوست دارم مردونهچشمک)"

......................................................................................................................

بی چراغ نوشت: یه جایی می خوندم امروز این جمله رو و چقدر به دلم نشست: همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود، ولی پدر یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند، خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست، فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …
بیایید قدردان باشیم ...

به ظاهر بی ربط نوشت:

 بسته راه نفسم بغض و دلم شعله ور است

                                        چون یتیمی که به او فحش پدر داده کسی

                                                                                 یا علی(ع) تا بعد

/ 26 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دستهای خالی

تقصیره منه؟ من ک وبه عمه نظری ندیدم!

دستهای خالی

ما خودنون ی زمان خیارو رنگ میکردیم جا گرجه فرنگی میفروختیم مارو رنگ نکنید

پسرآسمان

سلام داداش خوبی حرفت رو گوش کردم و از اون حالت اومدم بیرون دیوونه م دیگه عین خودت راستی یه سری پ ن پ جدید ساختم بیا بخون از خنده بترک[نیشخند] منتظرم

پسرآسمان

وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به شما نشان میدهد ،شما هزار دلیل برای خندیدن به آن نشان دهید.[ماچ] سلام به داداش خودم دمت گرم دادا راستی من هنوز تو راه خونه ی شمام هنوز نرسیدم برسم بهت خبر میدم[نیشخند][زبان]

عمه

سلام.موفق وسربلندباشی.

دستهای خالی

سلام جناب هیچکس...

قلمدوش سابق

سلام چراغ یا چلچراغ یا بی چراغ یا همون چراغ نفتی(مربوط به مواقعی که دعوامون میشه) خوبی؟ همه میگن پسرا مامانی هستن و دخترا بابایی ولی من یکی رو بگی اصلا با بابام راحت نیستم اما خیلی خیلی دوستش دارم ولی هیچ وقت حرف دلم رو حتی اگه ساده و کوچیک هم باشه به بابا نگفتم ونمیگم و نخواهم گفت امیدوارم هیچ وقت سایه ی پدرا از سرمون و سرتون و سرشون کم نشه انشالله

قلمدوش سابق

راستی تو هنوز خواب موندی؟ یا خدا شفات داده ؟ نکنه جا زدی یا کم آوردی که نیومدی واسه دفاع؟ تنفس تموم شدا بعدشم چرا این همه آدرس میدم نمیای سر بزنی؟ میخوام برم به چن تا دیگه از بچه ها آدرسمو بدم بلکه دوباره بشم قلمدوش جا نمونی

قلمدوش سابق

راستی خدا خیرت بده که هنوز آدرس وب نقاشیامو داری اینقد سراغش نرفتم اسمشو یادم رفته بود میخوام یه سری نقاشیه دیگه بذارم و قبلیا رو بردارم واسه دیدن نمایشگاه جدید بهت خبر میدم

دیبا

ســـــــــــــــــلام آقا محمدعلی خیلـــــــــــــــــــــــــی این نوشتت عالی بود واقعا میگم من شاید تو ابراز احساساتم مث شما نباشم بالاخره من جنسیتم با شما فرق میکنه ولی این نوشتتون خیلی ب دلم نشست خیلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی[قلب][لبخند][دست]